
تولد و پرورش
بعد از بعثت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در خانهای مملو از صدق و صفا و ایمان، خانهای که قبل از دیگران پرتوهای آفتاب نبوت بر آن تابید و نور توحید و یکتاپرستی در آن ظاهر شد، در سال چهارم بعثت دختری دیده به جهان گشود که نامش را "عایشه" گذاشتند.
آری! قبل از اینکه عایشه متولد بشود، پدر و مادرش در زمرۀ یاران و عاشقان خدا و رسولش قرار گرفته بودند و همین امرسبب شد تا این طفل معصوم، آلوده شرک و بتپرستی نگردد، بلکه درهمان لحظه تولد، نور توحید در قلبش جای گیرد و در زیر آفتاب صداقت و ایمان رشد و نمو کند.
پدر حضرت عایشه رضیاللهعنهما، حضرت ابوبکر صدیق میباشد. ابوبکر رضیاللهعنه قبل از مسلمان شدنش به صفاتی از قبیل؛ شجاعت، امانتداری، خوش اخلاقی، صداقت و همزیستی مسالمتآمیز مشهور بود.
مردان قبایل مختلف نزد وی میآمدند و به خاطر علم فراوان، آگاهی دقیق و اخلاق پسندیدهاش با او انس میگرفتند. وی بعد از اینکه مسلمان شد و حلاوت ایمان را چشید مردم را به طرف اسلام دعوت میداد که عده کثیری از بزرگان مکه در اثر دعوت ایشان به دین اسلام مشرف شدند.
مادر حضرت عایشه، ام رومان رضیاللهعنهما از زنان محترم و با شرافت مکه بود. او نیز اسلام عزیز را با جان و دل قبول کرده و محبت خاصی با پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم داشت و برای نصرت مسلمانان تلاشهای زیادی نمود. به طوری که روزی پیامبر صلیاللهعلیهوسلم برقبر ام رومان گذر کرد و بعد از دعای رحمت و مغفرت برای وی، فرمودند: خدایا بر تو پوشیده نیست که ام رومان در راه تو و نصرت پیامبرت چه سختیهایی را تحمل نمود.
دختری که از پدری همچون ابوبکر صدیق، کسی که سفر و حضر، شب و روز، صبح و شام او را به عنوان یاور و همراه رسولالله صلیاللهعلیهوسلم میشناختند، ابوبکری که به شیخ صحابه، دوست و محبوب رسولالله صلیاللهعلیهوسلم، متخلّق به اخلاق پیامبر و جزو اولین افرادی که در اسلام داخل شدند، متصف است و مادری همچون "ام رومان" که نمونه بارزی از یک زن وفادار، شجاع و باتقواست، متولد شده باشد بیشک آیندهای بسیار درخشان و نورانی را درپیش خواهد داشت.
خواستگاری مبارک
حضرت خدیجه رضیاللهعنها نخستین همسر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم بود. او زنی باوفا و راستین بود. وی از بهترین یاوران پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به شمار میرفت که سرمایه، مقام و نیروهای معنوی و جسمی خود را در راه اسلام و حمایت از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم صرف نمود.
اما این همسر باوفا و با ایمان در سال دهم بعثت دارفانی را وداع گفت و به دیدار خداوند متعال شتافت. با رحلت وی مسلمانان مادری مهربان و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم همسری دلسوز و دعاگو را از دست دادند به طوری که پیامبراین سال را"عام الحزن" (سال غم) نامید.
خدیجه تحمل غمهایی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در راه دعوت برداشت میکرد را برایش آسان میکرد. اما پس از خدیجه کسی نبود که این خلأ را پر کند و تنهایی و سکوتی که پس از خدیجه به وجود آمده بود را بزداید. تمام اشیایی که در اطراف پیامبر مشاهده میشد، یاد و خاطره خدیجه و جهاد و عشق او را برای پیامبر صلیاللهعلیهوسلم تازه مینمود. در چنین وضعیتی کسی جرأت نمیکرد با آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم در مورد ازدواج صحبت کند، تا اینکه خوله دختر حکیم، همسر حضرت عثمان بن مظعون این طلسم را شکست و مسأله ازدواج آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم با حضرت عایشه رضیاللهعنها را به ایشان پیشنهاد کرد.
خلاصه بعد از مدت کوتاهی، ازدواج مبارک صورت گرفت و چنان سعادتی نصیب حضرت عایشه شد که مانند آن هرگز نصیب هیچ زنی تا قیامت نخواهد شد. به راستی که این عقد و نکاح، فیصلۀ خداوندی بود. چنان که در صحیح بخاری حدیث شماره [5125] و صحیح مسلم حدیث شماره [6283] روایتی آمده که روزی آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم به حضرت عایشه رضیاللهعنها فرمودند: تو را دو بار در خواب دیدم که در پارچهای ابریشمی بودی و فرشتهای (جبرئیل) به من میگفت: این همسر تو هست. پارچه را که کنار میزدم، چهره تو را میدیدم. با خود میگفتم: اگر از طرف خداوند باشد حتماً عملی میشود.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در وجود عایشه کوچک - از نظر سنی- خصوصیات بارزی همچون زیرکی فوقالعاده، شخصیتی دارای صفات والا یافته بود. او (پیامبر) با فراست نبوی، در عایشه صدیقه استعدادهایی را کشف نموده بود که میتوانست از او یک همسر خوب و شایسته برای پیامبر خدا بسازد.
روزها به سرعت سپری میشد. عایشه به عقد و نکاح پیامبر خدا درآمده بود اما هنوز در خانه پدرش بود. عایشه در مقابل چشم و دل پیامبر خدا، بزرگ و بزرگتر میشد و قلب کوچکش در کنار آیات ملکوتی الهی، گسترده و گستردهتر میگردید. مشاهده آزار و اذیت مشرکان و بیاحترامی و جسارت به مقام شامخ نبوت توسط دشمنان اسلام، روح حساس عایشه را سخت آشفته و پریشان اما نیرومند و مقتدر میساخت. او مهمترین اتفاق تاریخ و حساسترین لحظه زندگی پیامبر صلیاللهعلیهوسلم یعنی هجرت را از نزدیک نظارهگر بود. او هرگز فراموش نمیکند آن روزی را که پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به خانه آنها آمد و ابوبکر صدیق رضیاللهعنه را از ماجرای هجرت و مصاحبت ابوبکر رضیاللهعنه باخودش آگاه کرد و ابوبکر از شدت خوشحالی، اشک از دیدگانش جاری شد. او تمام این صحنهها را با زیرکی و فراست خود مشاهده میکرد و از آنها برای آیندهاش درس میگرفت و تربیت میشد.
از بوستان صداقت به گلستان نبوت
در سال دوم هجری حضرت عایشه رضیاللهعنها وارد خانه نبوت شد و بزرگترین شرافت ممکن را نصیب خود ساخت. او اینک همسر بنده برگزیده خدا، محبوبترین انسان در نزد خالق و مخلوق یعنی حضرت محمد صلیاللهعلیهوسلم میباشد. عایشه رضیاللهعنها به خانه پیامبر صلیاللهعلیهوسلم رفت و در سایه وحی مراحل تربیتی خود را به کمال رسانید. فکر و اندیشهاش شکل گرفت و رفته رفته این تکامل به اوج خود رسید تا اینکه در نهایت خداوند متعال با صراحت اعلام فرمود:
«النبی اولی بالمومنین من انفسهم و ازواجه امهاتهم»
اینجا بود که عایشه در کنار دیگر همسران پیامبر، به عنوان مادر مومنان جهان معرفی میشود. مومنان آنانی هستند که باور و اعتقادشان به مبدأ هستی و یگانه مطلق از مظاهر و قالبها فراتر رفته و به باطنیترین و ژرفترین لایههای دلشان نفوذ یافته است و عشق به خدا و رسول و قرآن را بزرگترین سرمایه خود میدانند. عایشه مادر چنین افرادی است.
خلاصه اینکه، عایشه صدیقه در خانه پیامبر از سعادت و خوشبختی غیر قابل وصفی برخوردار بود. مظهر این خوش بختی، آرامش روحی و روانیای بود که عایشه رضیاللهعنها احساس میکرد و او را در مقابل تمام مصائب و سختیهای زندگی ثابت قدم میگردانید. او در کنار پیامبر با فقر و تنگدستی زندگی میکرد و شب را روی حصیر میخوابید. قلب وی هرگز دنبال متاع دنیوی نبود بلکه تنها چیزی که برایش اهمیت داشت زندگی محبتآمیز در زیر یک سقف با پیامبر خدا صلیاللهعلیهوسلم و حصول رضایت و خوشنودی پروردگار مهربان بود.
محبت رسول خدا با حضرت عایشه
حضرت عایشه رضیاللهعنها به خاطر دیانت، لیاقت و ذکاوتی که داشت بین زنان پیامبر صلیاللهعلیهوسلم از مقام و منزلت خاصی برخوردار بود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم او را بسیار دوست داشت و محبت وی در قلب پیامبر جای داشت؛ همان قلب پاکی که غیر از چیزهای پسندیده و پاک در آن راه نداشت. روزی حضرت عمرو بن عاص رضیاللهعنه از آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم پرسید: ای رسول خدا! چه کسی را از همه بیشتر دوست دارید؟ پیامبر فرمودند: «عایشه را». عمرو رضیاللهعنه عرض کرد: سؤال من در مورد مردان بود. آن حضرت فرمودند: «پدرعایشه (ابوبکر صدیق) را».
عایشه فقط الله و رسول را میخواهد
رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم زندگی بسیار ساده و زاهدانهای داشتند. ماهها میگذشت اما آتشی برای پختن غذا در منزل ایشان روشن نمیشد. فشار گرسنگی بر اهل خانه سایه افکنده بود. طبیعت بشری، فتوحات اسلامی و خزانه بیت المال باعث شد تا همسران پیامبر اندکی تمنای راحتی و دنیا در وجودشان بیاید. درهمین زمان بود که آیات 28 و 29 سوره احزاب نازل شد و خداوند متعال به پیامبر دستور داد که به همسرانت بگو یا مال و متاع دنیا را انتخاب کنند یا الله و سول و روز آخرت را .
آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم برای امتثال فرمان الهی، ابتدا نزد حضرت عایشه رضیاللهعنها رفتند و این آیات را تلاوت کرده و او را مختار قرار داد و قبل از اینکه حضرت عایشه رضیاللهعنها جوابی بدهد پیامبر صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «ای عایشه! عجله نکن، برو با پدر و مادرت مشوره کن». حضرت عایشه رضیاللهعنها در جواب پیامبر عرض کرد: آیا برای چنین کاری از پدر و مادرم اجازه بگیرم؟! البته که من خدا و رسول و زندگی آخرت را میخواهم. قلب رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم با شنیدن این کلمات شاد شد و آثار خوشحالی بر چهره مبارک هویدا گشت. سایر همسران پیامبر نیز همین جواب حضرت عایشه رضیاللهعنها را تقدیم آنحضرت کردند و به این صورت، دنیا و متعلقات آن را فدای رضای خدا و رسول و همراهی پیامبر نمودند.
عایشه عالمی بزرگ و مجتهدی توانا
حضرت عايشه رضیاللهعنها دارای هوش و ذکاوت بالایی بود. این هوش و ذکاوت وقتی تحت توجه پیامبر خدا صلیاللهعلیهوسلم قرار گرفت از عایشه صدیقه، عالمی توانا و منبع فیاض حکمتها ساخت تا جایی که رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم درشأن وی فرمودند: «خذوا نصف دینکم عن هذه الحمیرا». نصف دین خود را از این حمیرا(عایشه) بگیرید.
بعد از وفات پیامبر صلیاللهعلیهوسلم، حضرت عایشه رضیاللهعنها مرجع علمی برای مرد و زن، پیر و جوان، عالم و عموم مردم بود. بزرگان صحابه وقتی با مشکلی مواجه میشدند به ایشان مراجعه میکردند. حضرت ابوموسی اشعری رضیاللهعنه میفرماید: هر مشکلی برای ما (اصحاب پیامبر) پیش میآمد و به عایشه مراجعه میکردیم، حتماً برای مشکل خود راهحلی مییافتیم. امام زهری که یکی از بزرگان تابعین میباشد میگوید: کانت عائشة أعلم الناس یسألها الاکابر من اصحاب رسول الله صلیاللهعلیهوسلم. عایشه از عالمترین مردمان بود که بزرگان صحابه مسائل را از ایشان میپرسیدند.
عایشه کاتب و جامع قرآن
حضرت عایشه صدیقه رضیاللهعنها از جمله کسانی است که به دلیل حافظه قوی، بسیاری از آیات قرآن را حفظ کرده بود. میتوان گفت که بسیاری از سورههای طولانی قرآن که در نیمههای شب نازل میشد، در حجره عایشه بوده و اولین کسی که آن را از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم میشنید ایشان بودند؛ همین امر سبب شد تا بعدها خلفای راشدین برای جمعآوری قرآن مجید از محضر حضرت عایشه رضیاللهعنها نیز استفاده نمایند. لذا آنانی که حضرت عایشه رضیاللهعنها را قبول نداشته و به ایشان اطمینان ندارند، لزوماً نباید بخشی از قرآن را قبول داشته و به آیات آن اطمینان داشته باشند و قبول نکردن قرآن و عدم اطمینان به آیات آن، مسلّم است که انسان مسلمان را به سوی کدام وادی سوق می دهد!!!
عایشه صدیقه رضیاللهعنها با وجود اینکه مدت زمان کوتاهی را با آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم زندگی نمود اما بسیاری از مسائل فقهی، حدیث و دیگر مسایل را از ایشان فرا گرفت. او دارای حافظهای قوی بود و هرحدیثی را که از آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم میشنید، حفظ میکرد و بدون هیچ نقصی آن را برای اصحاب بازگو میفرمود. حضرت عایشه در صداقت، علم، امانت در روایت و آگاهی در مسایل عبادات مشهور بود. وی حدود 2210 حدیث از پیامبر روایت کرده است و یکی از هفت نفری است که بیش از هزار حدیث را از پیامبر صلیاللهعلیهوسلم نقل کردهاند.
افتخارات منحصر به فرد حضرت عایشه
خلاصه اینکه فضایل حضرت عایشه رضیاللهعنها چنان زیادند که در یک صفحه و یک مقاله جای نمیگیرند و هرگز نمیتوان تمام آنان را یکی یکی ذکر کرد. لذا در این قسمت به بعضی از فضایلی که مختص حضرت عایشه بودهاند اشاره میکنیم که این افتخارات عبارتند از:
1- عایشه همسر پیامبر در دنیا و آخرت
بالاترین افتخاری که برای حضرت عایشه میتوان ذکرکرد این است که بنا بر تصریح احادیث و روایات صحیح، حضرت عایشه رضیاللهعنها در هر دو جهان به شرف همسری سرور کائنات، محبوب رب العالمین حضرت محمد صلیاللهعلیهوسلم نایل شده است.
2- نزول وحی درشأن عایشه
برائت و پاکدامنی حضرت عایشه رضیاللهعنها به وسیله وحی ازبالای هفت آسمان نازل شد و مسلمانان تا قیامت این آیات را در نماز و غیر نماز تلاوت می کنند و با هر بار تلاوت، در مقابل هر حرفی، ده ثواب به تلاوت کننده داده میشود.
3- مبتلا نشدن به شرک و بت پرستی
عایشه صدیقه رضیاللهعنها از لحظهای که چشم به جهان گشود در خانوادهای مسلمان به دنیا آمد و از ابتدای طفولیت با نام "الله" جلجلاله آشنا گردید و از شرک و بتپرستی محفوظ ماند و هیچگاه برای غیر خدا سر تعظیم فرود نیاورد.
4- آوردن سیمای حضرت عایشه توسط جبرئیل
قبل از ازدواج پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم با حضرت عایشه رضیاللهعنها، حضرت جبرئیل صورت و سیمای حضرت عایشه را در خواب به آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم نشان میدهد و اعلام میکند که این سیمای شخصی است که در آینده همسر تو خواهد بود.
5 - حضور درخانه وحی
حضرت عایشه درخانهای زندگی میکرد که فرشتگان الهی آن را احاطه کرده بودند و بارها وحی در آنجا نازل میشد، در حالی که حضرت عایشه صلیاللهعلیهوسلم در کنار آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم نشسته بود.
6- مادر مومنان جهان
طبق تصریح آیه قرآن کریم ازواج پیامبر صلیاللهعلیهوسلم، مادر مومنان هستند. پس به عبارت دیگر تمام مومنان تا قیامت، فرزندان این محبوبۀ رسول خدا محسوب میشوند. و بر هر انسان با حیا و غیرتی لازم است که احترام و مقام والای مادر خود را حفظ نماید.
7- غروب خورشید نبوت درحجرۀ عایشه
رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم در روزهای آخر حیات خود در حجره حضرت عایشه رضیاللهعنها اقامت گزید و با کسب رضایت دیگر همسران، ایام مریضی را درخانه عایشه صدیقه گذرانید و هنگامی که روح مطهر ایشان به عالم ملکوت پرواز کرد، سر مبارکش در آغوش حضرت عایشه صدیقه قرار داشت.
8- اتاق عایشه مدفن رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم
جسد مبارک پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در همان اتاقی که رحلت فرمودند دفن گردید و این افتخار نصیب حضرت عایشه رضیاللهعنها شد که رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم تا قیامت میهمان حجرۀ عایشه باشد و هر روز و شب هزاران عاشق شیفته در مقابل درب حجره آن بانوی بزرگوار اسلام، با ادب و احترام ایستاده و بر پیامبر خدا صلیاللهعلیهوسلم درود فرستاده و برای دو یار در پهلو خوابیده آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم (ابوبکر و عمر) ادای احترام میکنند.
وفات حضرت عایشه رضیاللهعنها
زمانی که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم رحلت فرمودند، حضرت عایشه رضیاللهعنها در اوج جوانی قرار داشت. بعد از رحلت آن حضرت صلیاللهعلیهوسلم ام المومنین عایشه صدیقه حدود چهل سال را در فراق ایشان سپری کرد و در این مدت به نشر دین و تعلیم روش زندگی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم به امت پرداخت و شبانهروز خویش را وقف خدمات دینی نمود ولی همواره آروزی ملاقات و رسیدن به پیامبر خدا صلیاللهعلیهوسلم را در سر میپرورانید و برای آن، لحظه شماری میکرد. تا اینکه بالاخره انتظار به سر آمد و لحظه ملاقات، آن هم بعد از مدت مدیدی فرا رسید و خداوند ایشان را به همسر گرامیاش (پیامبراکرم صلیاللهعلیهوسلم) و پدر بزرگوارش (ابوبکرصدیق رضیاللهعنه) ملحق نمود.
آری! حضرت عایشه صدیقه بعد از اینکه نیم قرن، امت اسلامی را از علوم و معارف خود مستفیض گردانید و روش عملی زندگی پیامبر را به امت تعلیم داد، درسال 58هـ روز دوشنبه هفدهم ماه رمضان درسن 68سالگی دارفانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت.
نماز جنازه این بانوی بزرگ اسلام، همسر رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم و مادر مومنان جهان، توسط حضرت ابوهریره رضیاللهعنها خوانده شد و جسد مبارکش در قبرستان بقیع در کنار بقیه ازواج مطهرات به خاک سپرده شد.
عبدالرحیم مرجانی
از میان تمامی نامداران تاریخ ایران، شاعران، دانشمندان، هنرمندان و علمای دین گرفته تا سلسلههای نامی این مرز و بوم، شاید کمتر کسی را بتوان یافت که از او خاندانی به وسعت و پایداری خاندان عارف بلند آوازه، شیخ الاسلام احمد جام بر جای مانده باشد.
رادمردی که قریب به نُه قرن از وفاتش میگذرد اما در تمام این مدت طولانی در شمال شرق خراسان و نقاطی از افغانستان و همچنین در پارهای از هندوستان همواره گروهی از اخلاف او میزیستهاند که مدار افتخارشان منتسب بودن آنها به این بزگوار بوده است.
آری، شیخ احمد جام را میتوان یکی ازصوفیان روشن ضمیر و مشایخ آگاه و متعهد دانست که در نیمه اول قرن ششم هجری در دوران حکومت سلجوقیان در خراسان پا به عرصه وجود نهاد. نام ایشان احمد، نام پدرشان ابوالحسن و کنیهاش ابونصر بوده و به القابی همچون: شیخ الاسلام، قدوة الأبدال، قطب الأوتاد، سلطان الأولیا، معین الملة والدین و شیخ جام ملقب میباشد.
وی درماه محرم سال 440 هـ ق در روستای نامق (از نواحی کاشمر) در خاندانی از نژاد اعراب یمنی که به اعقاب و نوادگان (جریر بنعبدالله بجلی رضیاللهعنه) معروف بودند متولد شد. میگویند احمد بلند قامت، نیرومند و دلیر بود بطوری که برهمه هم سن و سالانش برتری داشته است.
نویسنده : مهدی رسولی
يكي از ايرادهاي مهم اين است كه مي گويند: چگونه مي توان پذيرفت كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم در امري چنين مهم سكوت كرده باشند و امت را مانند رمه اي بي چوپان بحال خود واگذارند. اين يك اصل غير قابل بحث پيش ايشان است كه هرگز كره زمين از حجت خدا خالي نمي شود پس مي گويند محال بود كه پس از مرگ پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم اين قانون دستخوش تغيير شود
دلايل زيادي داريم كه عدم انتخاب جانشين توسط پيامبر را توضيح ميدهد از آن جمله.
- پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم قوم را بدون راهنما رها نكرد زيرا در بين آنها قرآن باقي ماند و اين كتاب آسماني داراي اين خصوصيت بود و هست و خواهد بود كه كتابي آسان و قابل فهم و استفاده براي همه است خداوندجل جلاله 4 بار در يك سوره اين آيه را تكراراً آورده است.
(وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ)[1]
«و براستيكه آسان گردانيديم قرآن را براي پند گيري پس آيا هست كسي كه پند گيرد؟».
و اين هم ويژگي خاص قرآن است كه نه دستخوش تحريف شده و نه مي شود و نه خواهد شد گمان نمي كنيم در اين باره كسي جرات كند حرف ديگري بزند پس قرآن و عملكرد رسول خدا كه در كتب حديث جمع شده چراغي فروزان براي راهنمايي امت بودند و اين سخن اساساً غلط است كه بگوييم: امت چون رمه اي بي چوپان رها شده اند.
2- دوماً در قرآن و سنت امر شده كه مسلمانها در امور خويش با يكديگر مشورت كنند خداوند جل جلاله در قرآن ميفرمايد:(أَمْرُهُمْ شُورَي بَيْنَهُمْ)[2]
« مومنان) كارهايشان را در بين خويش با مشوره انجام ميدهند».
و آنها نيز پس از رحلت رسول صلي الله عليه وآله وسلم چنين كردند وعملاً نيز موفق شدند.
بايد دقت كنيم كه در عدم انتخاب جانشين مستقيم، حكمت بزرگي وجود دارد براي درك آن نياز به توجه و فهم است:
هنگاميكه حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم در قيد حيات بودند چند بار براي خود جانشين و نائب برگزيدند مثلاً وقتي براي غزوه اي تشريف ميبردند كسي را به جانشيني در مدينه ميگذاردند يا برعكس هنگاميكه خودشان با لشكر نمي رفتند كسي را از جانب خود امير لشكر ميكردند. دريكي از اين جنگها خالد بن وليد فرمانده سپاه بود او به كفار حمله كرد يكي از كفاركه مرگ خود را نزديك ميديد داد زد: ( لااله الاالله محمد رسول الله )
اما حضرت خالد اعتنايي نكرد و او را كشت وقتي حضرت خالد برگشت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم واقعه را كه شنيدند بشدت ناراحت شدند و چهره شان سرخ شد و بارها به خالد فرمودند اي خالد آيا قلبش را شكافته بودي و ديده بودي كه دروغ مي گويد! آنقدر اين جمله را تكرار كردند تا حضرت خالد در دلش گفت: اي كاش بس ميكردند.
بعد حضرت رسول صلي الله عليه وآله وسلم دستور دادند كه ديه خون آن فرد را به اهلش بدهند بعد فرمودند: خدايا من ذمه خون آن شخص را قبول نمي كنم.
چرا حضرت اين حرف را زدند؟ از اول نيز ذمه خون آن شخص بگردن حضرت خالد بود از اول هم به حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم ربطي نداشت؟ نه, اينطور نيست بهرحال خالد امير منتخب حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم بود و به زبان ديگر جانشين ايشان در بين لشكر بود پس دستور خالد مثل دستور پيامبر بود و عمل او عين عمل رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم. لذا حضرت خالد خطا كرد حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم عكس العمل نشان دادند و خطاي خالد را اصلاح كردند حالا تصوركنيد خالد جانشين آن حضرت پس از وفات نيز مي بودند و فرض كنيد كه اين واقعه پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم اتفاق مي افتاد هيچكس نمي توانست به خالد اين برگزيده پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم اعتراض كند و اين عمل حتي بصورت قانون درميايد. و تصور كنيد خالد نيز براي خود جانشيني برميگزيد و او هم فقط يك خطا ميكرد و به همين ترتيب تا امروز اين جانشينان رسمي بنظر شما چند خطا ميكردند همه اين خطاها قانون ميشد؟!!!
شيعه متوجه اين نكته شده كه سعي كرده جانشينان پيامبر را معصوم از خطا معرفي كند اما اين نادرست است زيرا اولاً: عملاً خلاف اين اتفاق افتاده و خالد رضي الله عنه برگزيدة رسمي پيامبر اشتباهي كرد كه رسول خدا را به خشم آورد و ثانياً: انسان درصورتي مي تواند از خطا مصون بماند كه بوحي مرتبط باشد و پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم هم اگر با وحي سر وكار نداشت دچار خطا مي شدند بطور مثال ايشان مي خواستند سر قبر منافقين نماز بخوانند كه اين آيه نازل شد:(وَلا تُصَلِّ عَلَي أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلَي قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ)[3]
«و (اي محمد) برسرمرده هيچيك از ايشان (منافقان) نماز مگذار و نايست بر سر قبرشان بدرستيكه آنها كافر به خدا و رسولش شدند و مردند در حاليكه فاسق بودند».
يا اين آيه نازل شد: (عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ)[4]
«خدا ترا ببخشد چرا تا زماني كه برايت واضح نشده بود كه از بين اجازه گيران كي راست گو و كي دروغگو است به آنها اجازه دادي كه به جنگ نيايند!».
و مثل اين زياد است.
خداوند جل جلاله چون كه عمل رسول خود را اسوه مؤمنان مقرر فرموده بود لهذا در هر مورد ايشان را مخاطب ميكرد و رفتارشان را درست و بي خطا و صاف مي كرد تا براي ما مرجع باشد و مرجع شد و ما ميگوييم ايشان معصوم بودند، يعني ازخطاء وگناه بري بودند.
اما جانشين پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم اين امتياز را نداشت و مثلاً اگر علي جانشين رسمي ايشان مي شد اين احتمال وجود داشت كه خطايي كند كه بعداً بصورت قانون در آيد و تازه گاهي خطاها در سلسله جانشينها مي توانست 180 درجه با هم فرق كند و ما را دچار سردرگمي نمايد به اين صورت كه اين احتمال وجود داشت كه امام حسن كاري كند كه امام علي خلاف آنرا كرده و يا امام حسين كاري كند كه حسن نكرده و به اين صورت عوض يك رهبر 100 رهبر داشتيم كه هركسي به فتواي خود عمل ميكرد و مسلمانان حيران مي شدند وعملاً هم تاريخ شيعه با اين مشكل روبروست كه توضيح دهد. چرا علي با معاويه جنگيد و پسرش با معاويه صلح كرد تشيع براي توجيه اين رفتار متضاد مجبور شدند كتب قطوري بنويسند كه تازه خواننده كنجكاو را قانع نميكند.
به اين دليل ساده است كه پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم كسي را پس از خود برنگزيد تا مبادا خطايش بنام اسلام تمام شود امروز ما در يك مسئله خلافي به قرآن و سنت مراجعه مي كنيم و رأي هيچ شخصيت ديگري حتي شخصيتي چون ابوبكر رضي الله عنه در مقابل قرآن و سنت براي ما سند نيست و خود را ملزم به پيروي صد در صد ازهيچكس جز قرآن و سنت نمي دانيم.
تشيع براي آنكه جواب اشكال را بدهند خود را بورطه اي بس خطرناك انداخته اند يعني مدعي شدند كه جانشينان پيامبر معصوم يعني بري ازخطا بودند و بواسطه الهام با اللهجل جلاله درتماس بودند و فرق الهام و وحي را در اين ميدانند كه در وحي مي توان فرشته را ديد و صدايش را شنيد و در الهام فقط صدايش شنيده مي شود وخودش قابل رؤيت نيستند به اين ترتيب خاتميت پيامبرصلي الله عليه وآله وسلم و جامعيت قرآن را عملاً منكر شده اند هر چند كه بظاهر به آن اعتقاد دارند.
خاتميت پيامبر را از اينرو منكرند كه بهر حال باور دارند. خداوند جل جلاله پس از حضرت محمد صلي الله عليه وآله وسلم ازطريق فرشتگان با جانشينان او درتماس است همانگونه كه با جانشينان موسي عليه الصلاة والسلام تماس داشت حال آنكه نوع تماس اهميتي ندارد؟! مي خواهد با وحي باشد يا با الهام يا فاكس يا تلفن نتيجه مهم است, مهم اين است آنها مي خواهند بگويند كه ارشادات الهي برخلاف عقيده ما جامع نشده و باز بطريقي ديگر درحال تكميل است و اين انكار اصل خاتميت پيامبر و جامعيت قرآن است و عجيب اينكه آنها به كتب الهام شده ديگري چون حفر و جامعه و صحيفه فاطميه معتقدند إنا لله و إنا إليه راجعون. تمامي اين مسائل از آنجا سرچشمه گرفته كه ايشان جانشيني علي را اصل قرار داده و براي دفاع از اين اصل ديگر برايشان اهميتي ندارد كه حتي اگر بنوعي مجبور به انكار خاتميت پيامبر يا كامل بودن قرآن شوند.
با اين بحث معلوم شد كه چرا پيامبر جانشيني تعيين نكرد اما باز دليل را تكرار ميكنيم:
چونكه جانشين با وحي مرتبط نبود و احتمال داشت در حكمي خطا كند و اين خطا در صورتيكه او بر گزيده پيامبر ميبود به دين برميگشت.
واين توضيح شيعه كه مي گويند جانشينان پيامبر معصوم و با خدا درتماس بودند را نمي پذيريم زيرا اگر قبول كنيم بايد آيه 40 از سوره احزاب را منكرشويم:
(مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ)[5]
« محمد پدر هيچيك از مردان شما نيست و اما فرستادة خدا و آخرين پيامبران است».
و اگر بگوييم «هم اين آيه را قبول داريم و هم نازل شدن الهام بر علي را دوگانه گوئي كرده ايم و ما ديني كه دوگانه گوئي و تضاد در آن باشد را قبول نداريم زيرا الله فرموده است:
(وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً )[6]
«و اگر كتاب آسمان دستورات ديني از جانب كس ديگري غير از الله مي بود حتمأ (و صد در صد) در آن اختلاف و تضاد فراواني پيدا مي كردند».
يعني اگر از طرف خدا نباشد حتماً مي توان درآن تضاد يافت



|
برای مشاهده کامل عکسها اینجا بیا |
برای مشاهده کامل عکسهااینجا بیا
وای!!! این همه قاری بیا تو ببین
هرقاری ای رو که دوست داری انتخاب بکن
تلاوت قرآن مجید: از سوره ملك تا سوره القيامة توسط العفاسی




